سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
مرداد 90 - باشگاه پرواز

ابزار امتیاز دهی







باشگاه پرواز

   1   2      >

سلام دوستان خوبم از اینکه بهم سر میزنید ممنونم. همتونو دوست دارم.


نظر های خوبتون یادتون نره.


اینم چندتا عکس خوشمل:


 



 



 


 



 


 



 



 


 


فعلا اینا کافیه تا بعد.


..................................نظر یادتون نره....................................


نوشته شده در جمعه 28/5/90ساعت 3:13 عصر توسط هانی هم پرواز ( ) | |

سلام خوبین؟دلم براتون تنگ شده!!!!ممنون که بهم سر میزنید.


نظر یادتون نره


نوشته شده در شنبه 15/5/90ساعت 1:44 عصر توسط هانی هم پرواز ( ) | |

عمو

معنای لغوی: برادر پدر

معنای استعاره ای: هر مردی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد.

نقش سمبلیک: یکی از مردانی که شما همیشه باید بهش بوس بدهید و بعد بروید کارتون ببینید تا او با پدر حرفهای جدی بزند. یکی از مردانی که مادر به مناسبت آمدنش قرمه سبزی می پزد و همیشه وقتی می رود پدر ساکت شده، به فکر فرو می رود.

غذای مورد علاقه: قرمه سبزی، آبگوشت.

ضرب المثل: عقد دختر عمو پسر عمو را در آسمان بستند.

زیر شاخه ها: زن عمو: یک زن خوشگل که زیاد به شما توجه نمی کند و خودش را برای مادر می گیرد، دخترعمو/پسرعمو: همبازی دوران کودکی که اگر تا هجده-بیست سالگی دوام آورده باهاش ازدواج نکنید خطر را از سر گذرانده اید.

مشاغل کاذب: بازی در قصه های ایرانی-اسلامی..

چهره های معروف: عمو زنجیرباف، عمو یادگار، عمو پورنگ.

داشتن یک عمو ی پولدار خیلی خوب است.


 


نوشته شده در جمعه 14/5/90ساعت 2:12 عصر توسط هانی هم پرواز ( ) | |

 دایی

معنای لغوی: برادر مادر

معنای استعاره ای: هر مردی که با مادر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر مردی که پتانسیل کتک خوردن توسط پدر را داشته باشد.

نقش سمبلیک: یکی از معدود مردانی که هر چند به سیاست علاقه مند است اما حس گرمی به شما می دهد، همیشه حرفهایتان را می فهمد و می شود پیشش گریه کرد.

غذای مورد علاقه: فسنجون.

ضرب المثل: عروس را که مادرش تعریف کنه، برای آقا داییش خوبه. اگه خاله ام ریش داشت آقا داییم بود.

زیر شاخه ها: زن دایی: یک زن چاق و شاد که خیلی کدبانو است و جلوی مادر قپی می آید. پسردایی/دختردایی: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی مثل یک همرزم ساپورتتان می کنند.

چهره های معروف: علی دایی، دایی جان ناپلئون.

ترجیع بند: همه چیز زیر سر این انگلیساست.

سعی کنید حتما حداقل یک دایی داشته باشید.


نوشته شده در جمعه 14/5/90ساعت 2:11 عصر توسط هانی هم پرواز ( ) | |

عمه



معنای لغوی: خواهر پدر

معنای استعاره ای: هر زنی که با پدر رابطه ی گرم و صمیمی داشته باشد/هر زنی که مادر چشم دیدنش را نداشته باشد.

نقش سمبلیک: به عهده گرفتن مسئولیت در موارد ذیل:
1- جواب همه ی فحش هایی که می دهید. مثال: عمته... 2- جواب همه ی محبت هایی که می کنید. مثال: به درد عمه ات می خوره... 3- توجیه کلیه ی بیقوارگی ها/رفتارهای نامتناسب شما (تنها برای دخترخانم ها). مثال: به عمه ات رفتی. 4- خیلی چیزهای بدِ دیگه. از ذکر مثال معذوریم...

غذای مورد علاقه: شله زرد، سمنو.

ضرب المثل: ندارد (تخفیف به دلیل تعدد در نقش های سمبلیک).

زیر شاخه ها: شوهر عمه: یک مرد پولدار که سیبیل قیطانی دارد و چندش آور است. پسرعمه/دخترعمه: همبازی دوران کودکی که در بزرگسالی حالتان را به هم می زنند.

مشاغل کاذب:
Match-Making

چهره های معروف: عمه لیلا.

ترجیع بند: دختر که رسید به بیست، باید به حالش گریست. (شما رو نمی دونم ولی من اینو از عمه ام می شنوم نه از خاله ام!)



نوشته شده در جمعه 14/5/90ساعت 2:10 عصر توسط هانی هم پرواز ( ) | |

   1   2      >


قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت


هواداران دو آتیشه ی  استقلال

باشگاه پرواز