باشگاه پرواز
سلام دوستای گلم...باباایول به مرامتون.... خوشم اومد....این بار پـَـَـ نــه پـَـَــــ های جدید گذاشتم....شاید بینشونم تکراری باشه اما به بزرگی خودتون ببخشین....: رفتیم بلیت کانادا بگیریم زنه میگه سیاحتیه؟ خب!!!!!!!! دوس داشتین؟خوب بود؟ راسی بچه ها من خودم تا حالا دوتا رمان به اسم های انتقام و گناه عشق نوشتم....میخوام اگه موافق باشن اینجاهم بنویسمشون.... پس مثل همیشه نظراتون برام مهمه.... نظر یادتووووووووون نرررررررررررره سلام دوستای گلم....خوبین؟ ببخشید بازم دیر آپ شدم بخدا عکس کم پیدا میشه!!! خب حالا چندتا پیدا کردم.... اینم از عکسا: چی ازش مونده؟خدا میدونه!!! اشتباهی شده داداش!!!!!! !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! به این میگن...!!! هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خدا رو شکر اینا که زن نیستن؟؟؟ بهترین وخوشمزه ترین ساندویچ؟ !!!!!!!!!!!!!!!! بر باد رفته؟!!!! خب دوستان خوب بود؟ خیلی گشتم تا پیداشون کردم... امید وارم خوشتون بیاد!!!! فقط: نظر یادتووووووووون نرررررررررره! خانم جوانی در سالن انتظار فرودگاهی بزرگ منتظر اعلام برای سوار شدن به هواپیما بود… باید ساعات زیادی رو برای سوار شدن به هواپیما سپری میکرد و تا پرواز هواپیما مدت زیادی مونده بود ..پس تصمیم گرفت یه کتاب بخره و با مطالعه این مدت رو بگذرونه ..اون همینطور یه پاکت شیرینی هم خرید… اون خانم نشست رو یه صندلی راحتی در قسمتی که مخصوص افراد مهم بود ..تا هم با خیال راحت استراحت کنه و هم کتابشو بخونه. کنار دستش ..اون جایی که پاکت شیرینی اش بود .یه آقایی نشست روی صندلی کنارش وشروع کرد به خوندن مجله ای که با خودش آورده بود .. وقتی خانومه اولین شیرینی رو از تو پاکت برداشت..آقاهه هم یه دونه ورداشت ..خانومه عصبانی شد ولی به روش نیاورد..فقط پیش خودش فکر کرد این یارو عجب رویی داره ..اگه حال و حوصله داشتم حسابی حالشو میگرفتم … هر یه دونه شیرینی که خانومه بر میداشت ..آقاهه هم یکی ور میداشت . دیگه خانومه داشت راستی راستی جوش میاورد ولی نمی خواست باعث مشاجره بشه وقتی فقط یه دونه شیرینی ته پاکت مونده بود ..خانومه فکر کرد..اه . حالا این آقای پر رو و سوء استفاده چی …چه عکس العملی نشون میده..هان؟؟؟؟ آقاهه هم با کمال خونسردی شیرینی آخری رو ور داشت ..دو قسمت کرد و نصفشو داد خانومه و..نصف دیگه شو خودش خورد.. اه ..این دیگه خیلی رو میخواد…خانومه دیگه از عصبانیت کارد میزدی خونش در نمیومد. در حالی که حسابی قاطی کرده بود ..بلند شد و کتاب و اثاثش رو برداشت وعصبانی رفت برای سوار شدن به هواپیما. وقتی نشست سر جای خودش تو هواپیما ..یه نگاهی توی کیفش کرد تا عینکش رو بر داره..که یک دفعه غافلگیر شد..چرا؟ برای این که دید که پاکت شیرینی که خریده بود توی کیفش هست .<<.دست نخورده و باز نشده>> فهمید که اشتباه کرده و از خودش شرمنده شد. اون یادش رفته بود که پاکت شیرینی رو وقتی خریده بود تو کیفش گذاشته بود. اون آقا بدون ناراحتی و اوقات تلخی شیرینی هاشو با او تقسیم کرده بود. در زمانی که اون عصبانی بود و فکر میکرد که در واقع آقاهه داره شیرینی هاشو می خوره و حالا حتی فرصتی نه تنها برای توجیه کار خودش بلکه برای عذر خواهی از اون آقا هم نداره. چهار چیز هست که غیر قابل جبران و برگشت ناپذیر هست . سنگ بعد از این که پرتاب شد دشنام .. بعد از این که گفته شد.. موقعیت …. بعد از این که از دست رفت و زمان… بعد از این که گذشت و سپری شد سلام دوستای خوب و گلم.....خوبین؟ بخدا عکس خوب پیدا نمیکنم وگرنه زود تر آپ میکنم.... خب دیگه بریم سراغ عکسای این بار: داریم؟....واقعا داریم؟؟؟؟؟!!! به به به...... اینم از هوش و ذکاوت ایرانی ها!!!!!!!! حدس بزنید کجاس؟؟؟؟!!!! کارگرای خوب دستا بالا!!!!!!!! وااااااااااااااااااااااااای!!!!!!! سردر مغازه رو نیگا!!!!!! خوب دیگه بسه...... خوب بودن؟دوست داشتین؟ ایرادی داره بهم بگید ها!!!!!!!! دوستان فقط: نظر یادتون نره!!!!!!! سلام دوستای گلم.... ببخشید خیلی دیر آپیدم..... این بار دیگه عکس گذاشتم براتون..... اینم از آپم: واقعیه...............؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ببینید و عشق کنید............!!!!!!! احترام به بانوان رو ببینید.....دوستان یه خورده ریزه بایدsaveکنید بعد بخونیدش....... گداهای امروزه رو ببینید.. داوطلبانه ست هااااااااااا..........!!! خودتون قضاوت کنید............!!!!!! کی میخره؟؟؟؟؟؟؟؟ بخدا این عین واقعیته..!!!!!! خب دوستان خوب بود؟دوس داشتین؟اگه ایرادی داره حتما بهم بگید ها.......!! خیلی دوستتون دارم.... نظر یادتون نره
میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ زیارتیه میخوام برم امامزاده سید ریچارد
رفتیم سر خاک یکی از فامیلامون ساکت نشستیم پسر خاله ام میگه ساکتی!!! پــــ نه پـــــــ بلند شم برات سیا نرمه نرمه رو بخونم
یارو عکسمو دیده میگه:اااا دماغ خودته این؟
پـَـَــــ نــه پـَـَــــ دماغ اجدادمه که بینی به بینی، نسل به نسل منتقل شده الان رسیده به من!!!!
با دوستم رفتیم تو یه مغازه ی شلوغ که عسل طبیعی میفروشه؛ نوبت ما که میشه طرف میگه:شمام عسل میخواین!؟ ، پـَـَـــ نــه پـَـَـــ دوتا زنبوریم اومدیم استخدام شیم
تو بهشت زهرا دنبال قبر یکی می گشتیم. یه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو می خونه. بعد میگه دنبال قبر کسی می گردین؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ دستیار عزرائیلم اومدم ببینم کسی زود تر از موقع نمرده باشه
زنگِ خونه رو میزنم مامانم میپرسه میخای بیایی تو ؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام ببینم اف اف سالمه یا نه
صبح رفتم کنکور بدم .مراقب میگه تو هم اومدی کنکور بدی؟ پـَـَـ نه پـَـَـ اومدم اینجا برم دسشویی
ماشینم بنزین تموم کرد وسط جاده, واستادم دم جاده یکی 2 لیتر بنزین از ماشینش بهم بده که فقط خودمو برسونم به یه پمپ بنزینی, یکی زد بقل گفت آقا بنزین برای ماشینت میخوای؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام باهاش خودمو آتیش بزنم!
رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!!
ساعت 5-4 صبح زنگ زده..گوشی رو برداشتم به زور دارم جواب میدم..میگه خواب بودی؟؟پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم سر گلدسته ی مسجد محلمون اذان میگفتم صدام گرفته
خونمون رو عوض کردیم به بابام میگم کی واسه خونه خط میگیری؟
میگه خط تلفن؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ خط نستعلیق روزی دوبار هم از روش بنویسیم
برای طرح یه شکایت رفتم کلانتری طرف می گه از کسی شکایت دارین ؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ
اومدم فرار مایکل اسکافیلد رو از فاکس ریور گزارش کنم
تو این گرما که سگ تب میکنه رفتم سوپر مارکت میگم یه ایستک بدید یارو میگه خنک باشه؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ گرم بده میریزم تو نعلبکی خنک بشه!
میگه امتحانِ چی داری؟؟؟میگم وصایا,,,میپرسه وصایای امام؟؟؟
پـَـَـ نــه پـَـَــ... وصایای الیزابت تیلور ...
بعد از چهار ساعت از کنکور تو هوا 40 درجه اومدم خونه خواهرم میگه خسته ای؟ اگه نیستی منو ببر یه جایی میخوام خرید کنم.
پـَـَـ نــه پـَـَــ. نه خسته نیستم تو جلسه کنکور لحاف دشک انداخته بودم داشتم قلیون میکشیدم
داریم لوازم میزاریم توی ماشین که بریم مسافرت.
همسایمون میگه دارید میرید مسافرت؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ قراره از امشب توی ماشین زندگی کنیم!
به مامانم میگم قوری کجاست ؟ میگه میخوای چای بخوری ؟!
پــَ نه پــــــَ میخوام دست بکشم روش شاید غولی چیزی ازش درومد!!!!!!
رفتم فروشگاه میگم سیخ داری؟
میگه برا کباب؟
پ ن پ برا خاروندن دیافراگمم از تو دهنم می خوام
کارت سوخت ماشینو برداشتم دارم میرم بابام میگه میری بنزین بزنی؟؟؟ . . .پـَـَـ نــه پـَـَــ میرم آب هویچ بریزم تو باکش نور چراغاش زیاد شه
مرغ عشقم مرده و درحالی که پاهاش روبه بالاس افتاده کف قفس. دوستم اومده می گه : اِ مرغ عشقت مرد؟ بهـــش گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ کمر درد داشته دکتر گفته باید طاق باز دراز بکشه کف قفس
ماشین رو بردم سرویس ، میگم فـــیلترش هم بذار ، میگه فیـــلتر هوا؟
پ نه پ فیلتــر شکن بذار ماشین شبا بتونه بیاد فیسبوک...!!!
![]()



![]()
![]()





![]()








![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت |










