بابام از اداره زنگ زده خونه بعد کلي احوال پرسي ميگه محمد خودتي ؟
ميگم: پَ نه پَ به سيستم تلفنباک بانک تجارت خوش آمديد براي پرداخت قبوض شماره ? ، براي اطلاع از موجودي
حساب شماره ? و …
گفت زهر مار و قطع کرد !
ديدم ظهر عصباني اومد توي اتاق . منم پاي پَ نه پَ بودم !
گفت اگه يه بار ديگه بگي پَ نه پَ ، ديگه تو اين خونه نميخوابي !
گفتم يعني بيرونم ميکني بابا ؟
گفت پَ نه پَ خونه رو عوض ميکنم بزغاله !